لبه تیز چاقوی تبیعض
این گزارش اعتماد را از فرار لیلادختر جواناز خانه پدری را خواندم . بر خود لرزیدم گر چه هروز از این تبیعض و ظلم انسانها بر خود می لرزم ، اما این لرزیدن همراه با اشک بود و آه و نفرین بر تبعیض و دعا برای به سر عقل آمدن این کونه مردمان . گریستم بر لیلا و لیلاهای فراوانی که در اینم مرز وبوم جرمشان تنها در جنسیتشان هست وبر کسانی که چنین بر این موجود مخلوق خدا، که فرقی در خلقت اش با دیگر جنس مغرور و موجودات دیگر نیست ، تاسف خوردم و با آه و اندوه از خالق همه این موجودات، که در خلقت برابر اما آنکه تسلط می یابدحکم به تبعیض می کند ، خواستم تا همه ما انسانها را به سر عقل آورد که ای مغرور توفرقی با جنس مخالفت نداری دست از ناروایی بردار و انسان باش .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر