جمعه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۸

گزارشی از مسجد امیر المومنین

دیروز روز شهادت بانوی بزرگ مسلمانان حضرت فاطمه بود . به همین مناسبت شب گذشته در مسجد امیر المومنین مراسمی از طرف یزدیها مرکز و حامیان میر حسین موسوی برگزار شد . بعد از مداحی اهل بیت ، سخنرانیها شروع شد .آقایان بیطرف ، رضوی ، اولیاء و امرالهی و استادندار دولت اصلا حات در یزد از کسانی بودند که در حمایت از میر حسین به سخنرانی پرداختند .آخرین سخنران آقای خاتمی بود که در پایان سخنرانی ایشان عده ای قصد داشتند جلسه را به تشنج بکشند که با واکنش مردم روبرو شدند.

مراسم شب پیش قرار بود بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار شود اما از قبل ازاذان مسجد و اطراف آن مملو از جمعیت مشتاق خاتمی بود . من هم قبل از اذان به آنجا رسیدم . جا برای پارک اتومبیل به سختی پیدا می شد .در ورودی مسجد تراکتهای تبلیغاتی میر حسین پخش می شد . اکثر قریب به اتفاق مردم نماد های سبز ستاد میر حسین را در بازو، مچ و شال گردن به همراه داشتند .نماز به جای آورده شد . در بین دو نماز امام جماعت مسجد توصیه های  در رعایت حرمت شهادت بانوی بزرگ مسلمانان و مسجد مبنی بر کف و سوت نزدن نمودند وچراکه ممکن است از این رفتار سوء استفاده شود. . بعد از نماز عشاء مداحی اهل بیت انجام شد . در وقفه های زمانی شعارهای در حمایت از موسوی و خاتمی داده می شد .

هدایت و اداره برنامه را مجری برنامه ( اگر اشتباه نکنم سهیل محمودی ) به عهده گرفت . سخنرانان یکی بعد از دیگری سخنان خود را در حمایت از آقای مهندس موسوی ایراد نمودند . رضوی نماینده سابق یزد از حضرت فاطمه گفت و از سیاستهای اقتصادی در زمینه واردات بی رویه محصولات کشاورزی  انتقاد کرد.

راستش مهندس اولیا ء سخنران خوبی به نظرم نیامد .

بعدازسخنرانی استاندارسابق یزد آقای خاتمی وارد شد . جمعیت احساساتی شد و به هیجان در امد با و جود توصیه مجری ودیگران مبنی کنترل هیجانات و سوت و کف نزدن چند تایی در هنگام ورود آقای خاتمی ، به خصوص خانم ها ،  کف و سوت زدند که زود به اشتباه خود پی بردند و به ذکر صلوات پرداختند .

در نیمه سخنرانی آقای خاتمی بود  من که در ردیف های آخر مجلس نشسته بودم مشاهده کردم که ناگهان چند جوان مشکی پوش در میان جمعیت بلند شدند و کاغذهای بزرگی ( پلاکارد ) را روی دست داشتند . متوجه مضمون نوشته ها نشدم چون پشت آنها به طرف من بود . برای دقایقی کسی چیزی نگفت و من فکر می کردم که حامیان موسوی هستند که پوسترهای موسوی را بالا بردند . جمعیت پشت سر از آنها می خواستند روی زمین بنشیند تا سخنران را ببینند . آنها توجهی نمی کردند . من احساس کردم توطئه ای است . بعد از سه یا چهاردقیقه بودکه مردم پشت سر آنها یک باره فریاد زدند بنشیند . همین جا بود که نا گهان جمعیت وسط و عقب سالن از جا بلند شد و با شعارهای درود بر خاتمی و سلام بر موسوی و موسوی حمایتت می کنیم و شعارهای دیگر اعتراض خود را اعلام نمودند . جمعیت به یکباره این چند نفررا با فشار از درب عقب سالن به خارج راندند. راستش من نفهیدم متن و مضمون نوشته ها چه بود . هیجان جمعیت به اوج خود رسید و شعارهای علیه دولت هم داده شد .

پایان سخنرانی خاتمی دقایقی بعد اعلام و از مردم خواسته شد با آرامش مسجد را ترک کنند .  هنگام خروج و در خیابان روبروی مسجد شعارهای در حمایت از خاتمی و موسوی داده شد . تا ساعتی بعد از مراسم هنوز جمعیت در خیابان واطراف مسجد بودند و شعار می دادند .

هیچ نظری موجود نیست: