تف سربالا
همانطور که انتظار می رفت و بعضی وبلاگ نویسان به آن اشاره کرده بودند درماجرای دانشگاه زنجان دختر دانشجو ودانشجویان آن قربانیان بعد از ماجرا خواهند بود و به انحاء متختلف بازخواست می شوند . مدعیان عدالت و مهر پروری به بهانه سیاسی کاری دانشجویان و دخترشجاع، درمانده ازانتخاب بین ماندن یا اخراج شدن ، رفتار قربانی ودانشجویان را مورد انتقاد و حمله قرار دادند . دادستان زنجان از بازادشت دختر مظلومی خبر می دهد که تنها برای دفاع از حیثیت و شرف خود به هم دانشگاهیانش پناه برد . دختری که می دانست که در دستگاه عریض وطویل قوه قضائیه راهی برای اثبات حقانیت خود ندارد لذا به آنانی پناه برد که در بین آنان بود و به آنان اطمینان داشت واینکار را شجاعانه انجام داد زیرا حتما می دانسته که فیلم این ماجرا مثل همه فیلم های از این نوع فردای آنروز دست به دست خواهد چرخید. با این حال دادستان دستور بازداشت می دهد و وزیر علوم رفتار دانشجویان را اشاعه فحشاء می داند.
جناب وزیر و دادستان حتما ماجرای دانشگاه سهند تبریز را به خاطر دارند که نتیجه آن بر هیچ کس معلوم نیست . حتما ماجرای تجاوزهای جنسی به دختران را بارها در صفحه حوادث روزنامه ها خبر دارند که با وجود گشایش پرونده در دستگاه قضایی برای خیلی از این پرونده ها دادگاه به نفع قربانی رقم نخورده است آنهم به بهانه این ادله کافی وجود ندارد، غافل از اینکه در جنایتهای از این نوع کدام قربانی می تواند مدرکی تهیه کند یا شاهدی داشته باشد از جایی که خود وخدایش وجود دارد و جانی .
اگر این فیلم تهیه نمی شد واین دختر قربانی برای احقاق حق به دادگاه و یا کمیته های انضباطی شکایت می برد کسی حرف او را باور می کرد ؟ آیا به جرم اتهام و باجگیری زندانی نمی شد .؟ آیا می توانست ثابت کند که به او خیانتی شده است ؟ همانگونه که الان آقایان ، با وجود فیلم ، ادعادارند که اتفاقی نیافتاده بلکه روسری دختر افتاده و این چیزی را ثابت نمی کندحتما در صورت طرح شکایت به قاضی جور دیگری برخورد می شد و این قربانی بود که مجازات می شد تا دیگر هوس شکایت از مسئولی را نکند و البته متهم تقدیس هم می شد که بیچاره مادر مرده قربانی تو طئه و باند بازی های سیاسی شده است .؟ به نظر آقایان فیلم باید دقیقا از صحنه ارتباط باشد تا ثابت بشود که اتفاق و جنایتی رخ داده است .؟ این دختر دانشجو پاک بوده که نمی خواسته تن به کاری بدهد که کابوس آن بعدها همیشه همراهش باشد ، حالا هرچه آاقایان بگویند که کرم از درون خود خرماست . آقایان شعور مردم را کاملا به هیچ می گیرند و فکر می کنند که مردم ابلهه هستند و رفتارها را درک نمی کنند نمی خواهند بفهمند که نهایتا این افکار عمومی مردم است که رای به بی گناهی یا گناه کار بودن قربانی صادر می کند.
مشکل ما درایران این هست که هر رفتارغلط یا درستی را اگر به ضررمان بود، به جای عذر خواهی از مردم و اصلاح آن ، سعی می کنیم بگونه ای آن را توجیه ویا آن را نتیجه رقابت و دشمنی افراد و احزاب رقیب بدانیم . تا زمانی که این نوع تفکر درما وجودداشته باشد گسترش فرهنگ پذیرش تقصیر و اصلاح آن ممکن نیست .
نکته دیگر اینکه واقعیت این است که اعتمادمردم به قوه قضا کم شده است که نتیجه رفتار بخشی از این قوه هست که اجرای عدالت را نادیده گرفته ، به خصوص در پرونده های که یکسر آن قدرت قراردارد .هیمن بی اعتمادی هست که منجر به گسترش فرهنگ افشاء گری می شود و قضاوت را برعهده مردم می گذارد نه به دستگاهای رسمی که مردم هم رای به تبرئه افشاء گر می دهند خواه گناه کا باشد یا بی گناه .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر