جمعه، آذر ۰۲، ۱۳۸۶

وقتی هراس وغم دروجودت جولان می کند ، پرده ای از اشک صفحه چشمت را مات می کند ویا درگوشه آن جمع می شودتا جریان یابد ، ولی جرات نمی کنی تا آن را جاری کنی، دریای عظیم بغض گلویت راخرچنگ وار می فشارد، آنوقت دردی جانکاه می خواهد گلورا بچکادتابیرون ریزد.

این حالت امروزباخواندن مطلبی دروبلاگ حصاروئیه محبوب قلبها درباره اثرات مخرب زیست محیطی کارخانه ذوب مس خاتون آبد شهربابک به من دست داد. براساس آنچه این دوست ناشناخته توصیف کرده اند هراس از آینده این منطقه وجودم را به لرزه درآورد .غم وجودم را فرا گرفت .به راستی چرا آنها که این اثرات زیست محیطی را ازقبل می دانستند راه چاره ای برای حل این مشکل نیاندیشیده بودند که امروزسلامتی محیط ومردم این منطق درمعرض تهدید قرارنگیرد.امروز گوسفندان این ناحیه تلف می شوند واحتمالا حیات وحش این ناحیه هم تحت تاثیر قرارگرفته است وفردا نوبت مردم مسکون آن است .آیا فردایی غمگین سرنوشت محتوم مردم این منطقه خواهد بود.؟ آیا فاجعه زیست محیطی رخ خواهد داد .؟ آیا فردابامنطقه ای مطرود ربرو خواهیم شد.؟

به این وبلاگ برویدتا ببینید درآنجا چه می گذرد.

هیچ نظری موجود نیست: